سورنای نازمسورنای نازم، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه سن داره

بهترین هدیه دنیا

:*

مامانی داشتم عکساتو نگاه میکردم که یه دفه دیدم این عکسای خوجلت جا مونده..       ...
30 مرداد 1393

8 ماهگی

8ماهگیت مباااارک پسرگلم...من و بابایی عاشقتیم عزیزم   خداجون حوصلم سر رفته. چیکار کنم. دوس  دارم برم ددر     چیه؟ پسر ندیدی ناز کنه؟           اینم کادوی تولد 8 ماهگی من. بابایی، بارش خوب بوده ها!!!   ...
24 مرداد 1393

اشکای ریزه ریزه ...

گریه هاتم من و مامانی دوست داریم بابایی داشتیم از نشستنت عکس می گرفتیم که به پشت افتادی و گریت گرفت تازه گریه های از این خوشگلترم داشتی که عکس نداریم ازش کاش میشد فیلم گریه هاتو بذاریم همه ببینن چقد گریه های مظلوم و معصومی داری          ...
17 مرداد 1393

عشق منی مامانی

  سلام گل پسرم...قربون قیافه همیشه خندونت بشم...ایشالا همیشه خنده رو لبت بمونه مامانی.... دیگه داری میشینی مامانی...مث فندق میشی وقتی نشستی...خووود خوووده فندق مامانی همه رو عاشق خودت کردی ..تا چن روز دیر آپ میکنم وبلاگتو صدای همه در میاد...کلی از دوستای خاله هاا  عاشقتن...عکس وایبر چندتاشون عکس شماس همش عکس جدید میخان ازم...ایشالا اگه خدا بخواد تا ماه دیگه عقیقت میکنیم مامانی...خدا همه نی نیارو واسه مامان باباهاشون حفظ کنه     نمیدونم اینجا باز چیو هدف گرفتی      وقتی خوابی مث فرشته ها میشی گل پسرم     دکتر به ما گفت که پستونک ندیم بهت تا 6 م...
15 مرداد 1393

7ماهگی

سلام پسملی طلام..دیگه هفت ماهتم تموم شد.....خیلی وقته وبلاگتو آپدیت نکردم..آخه ماه رمضون و بابایی حس عکس گرفتنش پریده...منم همینطور... تا اینکه صدای خاله جونی در اومد  و منم دست به کار شدم و از عکسای قبلی گذاشتم اینجا... ببین ماشالا چه شیطونی شدی پسرم...از دست تو مجبورشدم دور خونه رو بالشت بذارم..تا خدایی نکرده آسیبی نبینی...هر لحظه از یه جا سر در میاری تو چشم به هم زدنی کل خونه رو سینه خیز میری و با کمک یه کوچولو میتونی میشینی..و کلیم  د د ما ما ب ب میگی..همشم تشدید دار ....ولی از دندون هنوز خبری نیست...هنوز جزو کباب خورا نشدی پسرم...ایشالا به موقعش         ...
1 مرداد 1393

:)

سلاااااااااااام         yeeeeeeeeeeeeeeeeessssss همیــــــــــــــــــــــنه!!!!!!         بروووو باباااااااااااااااا         نــــــــــــــــــــــــــــــــــــه         ولـــــم کنید تو رووووخداااااااااااااا   ...
15 تير 1393

تولد در تولد

وااای امروز چه روز خوبی بود...تولد توی  تولد...تولدبابایی با تولد نیم سالگی شما توی یک روز افتاده....تولدنیم سالگیت مبااااااااارک پسر گلللللللللللللللللم ایشالا تولد 120/5 سالگیت        تولدهمسرگلم و بابایی مهربون و طلاهم مباااارک باشه .. ایشالا که همیشه تنش سالم باشه و سایه ش بالا سرمون...الــــــــــــــــــهی ...آمیــــــــــــــــــن                   اینم عکس صفحه گوگل بود بمناسبت تولد بابایی    به این مناسبت رفتیم ددر و کیک خوجلی درست کردم... ولی حیف که آخرش به خوجلی اولش نشد    اینم عکسش  ...
25 خرداد 1393

پسر خنده روی من

  سلام پسر گل گلی من فردا تولد باباییه که با تولد نیم سالگی شما یکی شده ... فردا قراره کیک درست کنم و با بابایی بریم ددر... اتفاقا امشب شب نیمه شعبانم هست... همه جشنای قشنگ باهم یکی شده.. ایشالا فردا میام کلی عکسای جدید برات میذارم این عکسای قشنگو دلم نیومد نذارم..البته عکس و مکس که زیاد داری ایناگلچیناشه راستی یادم رفت بگم اولین مسافرت سه نفرمونو هفته پیش رفتیم...کلی خوش گذشت. .رفتیم پیش زهراسادات حسنی سادات..و سپیده جون و ستاره جون اینم بگم که از طوفان تهرانم قسر در رفتیم..خدا رحم کرد بهمون...اگر تو اذیت نمیکردی هنوز تو 7 تیر تهران پلاس بودیم..قربونت فرشته نجات کوچواوم برم که ما رو نجات داد خخخخ  ...
22 خرداد 1393